تی شرت با عکس گوزن نمایش بزرگتر

تی شرت با عکس گوزن

8,000 تومان

( و چند داستان دیگر)

جزییات بیشتر

1003_20003_0_254_0

محصول جدید

تی شرت با عکس گوزن

T-shirt with deer shots

گفت: «می‌دونم، اما الان می‌خوام بگم من اگه یه فرشته بودم یه چهار لیتری بنزین واسه‌ت جور می‌کردم.»
و قاه قاه خندید.
گفتم: «ولی حالا می‌دونم باهات چی کار می‌کردم. با اون چهار لیتری بال‌هات رو آتیش می‌زدم تا واسه چند لحظه ساکت بشی.»
گفت: «چرا عصبانی شدی؟ مگه قرار نبود ما همه چی رو تو رؤیا ببینیم؟»
هنوز حرفش تموم نشده بود که ماشین ریپ زد و وایساد. گفت: «چیزی تا شهر نمونده، بیا پیاده بریم.»
راه افتادیم و نم‌نم بارون هم باهامون راه افتاد. آخر شب که رسیدیم خونه، گفت: «توجه کردی بارون چقدر به موقع اومد؟ به من که خیلی خوش گذشت.»
گفتم: «آره، اما اگه می‌تونستیم باک‌مون رو با بارون پر کنیم به من بیش‌تر خوش می‌گذشت.»
نمی‌دونم حرفم رو شنید و خوابش برد، یا نه. اما صبح که بیدار شدم پر زده بود و رفته بود.

نویسندهوحید شریفیان
موضوعادبيات فارسي معاصر
ناشرنشر نی
نوبت چاپ1
تعداد صفحه104
شابک978-964-185-383-1
قطعجیبی
گروه سنیبزرگسال
وزن90 گرم
تاریخ چاپ1393-09-08
نوع جلدشومیز

نوشتن نقد و نظر

تی شرت با عکس گوزن

تی شرت با عکس گوزن

( و چند داستان دیگر)